میثم شکری ساز و باورهای محدود کننده

کاربر گرامی ،‌توجه داشته باشید ، مقالات موجود در وبسایت ، از بستر اینترنت و جستجو در سایت های اینترنتی ( بصورت خودکار) جمع آوری شده اند، لذا لطفا جهت یافتن منابع اصلی انتشار دهنده از موتورهای جستجو کمک بگیرید.

در حدود قرن ۱۵ تا ۱۷ میلادی، در اروپا بیماری روانی عجیبی بین مردم گسترش یافت. افرادی که به این بیماری مبتلا می‌شدند این طورمی پنداشتند که از جنس شیشه ساخته شده‌اند و احتمالاً با کوچکترین ضربه خرد می‌شوند! این بیماری بعداً «توهم شیشه‌ای» نام گرفت و در مجله تحقیقاتی تاریخ روانپزشکی ثبت شد. در این مقاله از زبان دکتر میثم شکری ساز با ما همراه باشید تا با این باورهای محدود کننده بیشتر آشنا شویم. 

چنین اعتقادی به این معنا بود که افراد برای تغییر عادات سبک زندگی خود، رفتار خود را تغییر داده و حتی از برخورد انسان اجتناب می‌کنند تا مبادا خرد شوند. درهمان زمان بود که چارلز ششم (یا شارل ششم) پادشاه فرانسه دچاراین بیماری روانی شد و به یکی ازمشهورترین مبتلایان به «توهم شیشه‌ای» تبدیل شد.
او تصور می‌کرد که از جنس شیشه است و اگر کسی به او دست بزند می‌شکند. او میله‌های بلند آهنی در شلوارش فرومی‌کرد تا جلوی شکستن پاهایش را بگیرند. دست از اصلاح و شست‌وشو و عوض کردن لباس‌هایش برداشت به طوری که شپش در بدنش موج می‌زد.

ین نوع باورهای احمقانه شما را از انجام بسیاری از کارها محدود می کنند. باورهای محدود کننده، شما را از رسیدن به پتانسیل‌های درونی‌تان باز می‌دارند و به شما اجازه نمی‌دهد که به زندگی شاد و پرباری که لیاقتش را دارید دست یابید. درواقع باورهای محدودکننده، یکی از استراتژی‌های ذهنی هستند که از دوران کودکی‌ در وجود ما باقی می‌ماند، هدف از این استراتژی‌ ذهنی این بوده که ما را از شرایط سخت یا خطرناک حفظ کند.

هنگامی که یک کودک با یک موقعیت دشوار روبرو می‌شود، ذهنش به دنبال راهی می‌گردد تا او را از این موقعیت نجات دهد بنابراین باورهایی را برای او ایجاد می‌کند تا به واسطه آن‌ بتواند با شرایط سخت کنار بیاید و با شرایط سازگار شود. پس این باورهایی که در اثر یک تجربه دردناک ایجاد شده‌اند، همان باورهای محدودکننده ما هستند. این باورها می‌توانند به این شکل باشند: من نباید احساساتم را بیان کنم تا دیگران مرا دوست داشته باشند و بپذیرند، من برای زنده ماندن باید سکوت کنم، من باید هر کاری که به من می‌گویند را انجام دهم تا بتوانم در امنیت بمانم. 

در ادامه منشاً این باورها را از نظر دکتر میثم شکری ساز بررسی میکنیم:

 میثم شکری ساز

 

از نظر میثم شکری ساز باورهای محدود کننده دقیقا از کجا نشأت می‌گیرند؟

از منظر دکتر میثم شکری ساز، باورهای محدود کننده ناشی از اتفاقات مختلفی هستند که در زندگی شما رخ داده‌اند. بسیاری از باورهای محدودکننده در دوران کودکی ایجاد می‌شوند. وقتی که یک اتفاق آسیب‌زا در دوران کودکی برای شما رخ می‌دهد، احساسات مربوط به آن لحظه می‌توانند در روان شما باقی بمانند و سپس در دوران بزرگسالیتان بارها و بارها سد راهتان شوند. اگر شما تأثیرات ناشی از اتفاق‌های دوران کودکیتان را برطرف نکنید، ممکن است که این اتفاق‌ها حتی در سن 50 سالگی‌ هم بر انتخاب‌های مهم زندگیتان تأثیر بگذارند.

باورهای محدود‌کننده می‌توانند از خانواده شما نشأت بگیرند 
باورهای خانواده شما نقش مهمی در نگرش و تعامل شما با جهان دارد. ما در پاسخ به موقعیت‌های مختلف زندگی‌مان، بیشتر به روش‌های قدیمی‌ای که از خانواده خود یاد گرفته‌ایم رجوع می‌کنیم و گاهی اوقات این روش‌ها نتیجه عکس می‌دهند و حتی می‌توانند به ضررمان تمام شوند. 

باورهای محدود کننده می‌توانند از انتظارات خانواده‌تان از شما نشأت بگیرند شاید خانواده‌تان همیشه از شما انتظار داشتند که مراقب دیگران باشید. شاید والدینتان همیشه می‌گفتند که جلب توجه کردن و متمایز بودن، کار امنی نیست.
اگر شما در آینده با این انتظارات مقابله نکنید، آن‌ها می‌توانند بر طرز فکر شما نسبت به همه چیز تأثیر بگذارند.  باورهای محدودکننده می‌توانند از روابط شما با دوستان یا شریک زندگی یا حتی از تجربیاتتان در محل کار یا تعاملات تصادفی‌تان با دیگران بوجود بیایند.

این نوع باورهای محدودکننده بر روی باورهای قدیمی‌ای که در دوران کودکی‌ از خانواده خود کسب کرده بودید قرار می‌گیرند و به قول معروف، قوز بالا قوز می‌شود.

 

 

 

 

چگونه میثم شکری ساز باورهای محدودکننده را برطرف کرد؟

در ادامه، دکتر میثم شکری ساز مراحلی را به شما معرفی می‌کند که با دنبال کردن آن‌ها می‌توانید بر باورهای محدودکننده خود غلبه کنید:


ابتدا باورهای محدود‌کننده و رفتارهایی که به دنبال داشته‌اند را شناسایی کنید
در ابتدا بر یک یا دو باور محدودکننده تمرکز کنید و سعی کنید تأثیرات مخربی که این باورها بر رفتار شما داشته‌اند را بررسی کنید. شما با تشخیص اینکه این باورها چگونه در زندگیتان نمایان می‌شوند، می‌توانید به خودآگاهی برسید و این به شما اجازه می‌دهد تا به راحتی متوجه شوید که این باورها در چه زمان‌هایی بروز پیدا می‌کنند. تشخیص این رفتارها و باورها، اولین قدم برای برطرف‌سازی آن‌ها است.


به این فکر کنید که باورهای محدودکننده‌تان از کجا نشأت گرفته‌اند 
شما با بررسی ریشه باورهایتان و زیر سؤال بردن آن‌ها می‌توانید بفهمید که شواهدی که قبلاً برای توجیه باورهایتان به کار می‌بردید، کاملاً معیوب و محدود‌کننده هستند و ممکن است که فقط در موارد خیلی خاصی صدق کنند، بدین ترتیب می‌توانید ریشه‌های این باورها را قطع کنید.

به مواردی فکر کنید که چیزی خلاف باورهایتان در آن‌ رخ داده است
مثلاً اگر باور محدودکننده شما این است که نمی‌توانید درگیری‌ها را مدیریت کنید، می‌توانید به تمام مواقعی فکر کنید که در آن‌ها توانسته‌اید درگیری‌ها را به خوبی مدیریت کنید. این مواقع درواقع شواهدی بر علیه باورهای محدودکننده‌تان هستند که شما با بررسی آن‌ها می‌توانید متوجه شوید که باورهایتان همواره در زندگیتان صدق نمی‌کنند.

به این فکر کنید که چه باورهایی می‌توانند شما را به یک رهبر و به یک شخص بهتر تبدیل کنند 
دکتر میثم شکری ساز معتقد است هنگامی که ما ریشه‌های باورهای محدودکننده را قطع کردیم، باید به سراغ ایجاد پایه و اساس جدیدی برای باورهای تأییدکننده خود برویم که با تجربیات جدید می‌توان آن‌ها را تقویت کرد.

برای انجام این کار، بهتر است از خود بپرسید که می‌خواهید به عنوان یک رهبر (و به عنوان یک شخص) چه رفتارهایی را از خود نشان دهید و سپس به این فکر کنید که چه باورهایی می‌توانند چنین رفتارهایی را در شما شکل دهند. این مرحله برای ایجاد باورهای جدید و ایجاد رفتارهای جدید بسیار مهم خواهد بود.


افکار خود را به چالش بکشید
شما همواره باید آماده باشید تا وقتی که رفتارها و افکار قدیمی‌تان دوباره ظاهر شدند، به خوبی به آن‌ها پاسخ دهید. شما باید رفتار‌ها و فرآیندهای فکری خود را از نزدیک مورد بررسی قرار داده و آگاهانه تلاش کنید تا آن‌ها را تغییر دهید.

ساده‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که در هنگام بروز مجدد این باورها، به خود بگویید «بس کن!». هرموقع که باورهای محدودکننده را در ذهن خود حس کردید یا متوجه شدید که در حال انجام رفتارهای قدیمی‌تان هستید، جلوی خود را بگیرید. گام بعدی این است که به طور تدریجی

تغییرات کوچکی را در این رفتارها ایجاد کنید.
مثلاً اگر فکر می‌کنید که «من خیلی بی‌نظم هستم»، به خود یادآوری کنید که این طرز فکرتان ناشی از باورهای محدود‌کننده‌تان است و حقیقت ندارد. سپس با گفتن یک جمله‌ تأییدکننده مثل: «من می‌توانم منظم باشم»، سعی کنید که باورهای محدودکننده را اصلاح کرده و آن‌ها را به چالش بکشید.

اعتماد به نفس خود را افزایش بدهید
یکی دیگر ازراه های غلبه بر باورهای محدود  کننده، ایجاد و افزایش حس اعتماد به نفس است اما چگونه می‌توانیم اعتماد به نفس خودمان را بالا برده و تقویت کنیم؟ برای رسیدن به سطح بالایی از اعتماد به نفس، نخست باید قانون تمرکز را درک کنید. این قانون می‌گوید به هر چه که توجه کنید یا روی هرچیزی که تمرکز کنید، در واقعیت زندگی شما نمایان‌گر می‌شود. یا به عبارتی دیگر «آنچه بدان فکر می‌کنید، محقق خواهد شد.»

هرچیزی که برای مدت زمانی به آن فکر می‌کنید، در نهایت به بخشی از فرآیندهای ذهنی شما تبدیل خواهد شد و تاثیرات خود را روی نحوه عملکرد و رفتار شما نشان خواهد داد. بنابراین، اگر دائما به جسارت، شهامت و نقاط قوت خود فکر کنید، در نهایت به شخصی جسورتر، شجاع‌تر و با اعتماد به نفس بالاتر تبدیل خواهید شد. اعتماد‌به‌نفس بالا، این امکان را به شما می‌دهد که از حاشیه‌ی امن خود خارج شده و بدون وجود هرگونه تضمینی، ریسک کنید. زمانی که چنین حس اعتماد به نفسی را در خود ایجاد کنید، هرچیزی برای شما امکان پذیر خواهد بود.


ایجاد رفتارهای جدید
آخرین مرحله این است که به انجام اقدامات متناسب با رفتارهای جدیدتان بپردازید. مثلاً اگر فکر می‌کنید که همه کارهایتان باید کاملاً بی‌عیب و نقص باشند، سعی کنید که چندتا از کارهایتان را در سطح «به اندازه کافی خوب» انجام دهید و آگاهانه خود را تشویق کنید که از ادامه آن کار دست بکشید. شما با تمرین این رفتارها و ایجاد تغییرات کوچک، با گذشت زمان می‌توانید تغییرات نسبتاً بزرگی را در خود ایجاد کنید. در ادامه نحوه مقابله با این باورها را از نظر دکتری شکری ساز بررسی می کنیم:

میثم شکری ساز


میثم شکری ساز و برنامه ریزی برای مقابله با باورهای محدود کننده

داشتن برنامه‌ریزی شفاف و مشخص برای رسیدن به هدف است که به شما این شانس را بدهد که از موانع گذر کنید و در مسیر هدف خود، متمرکز باقی بمانید. تمرکز روی هدف‌های زندگی تاثیر زیادی در موفقیت و کامیابی دارد. رمز برنامه‌ریزی کارآمد برای رسیدن به یک هدف بزرگ، این است که در ابتدای کار، هدف بسیار بزرگ خود را در نظر نگیرید.

برای شروع، تمرکز روی هدف بزرگ نه تنها به شما انگیزه‌ای نمی‌دهد، بلکه باعث ناامیدی شما هم می‌شود. بنابراین، در بحث هدف‌گذاری مهم است که هدف بزرگ و نهایی خود را، به اهدافی کوچک‌تر، باورپذیرتر، مشخص‌تر و قابل‌اندازه گیری‌تر تقسیم کنید.


چگونه هدف گذاری کنیم؟

دکتر شکری ساز یکی ازافراد حرفه ای در ایین حوزه است و کارگاه های آموزش بسیاری حول محور هدف گذاری برگزار کرده است. او معتقد است که برای هدف‌گذاری صحیح، یک روش ساده اما کارآمد این است که یک کاغذ بردارید و ۱۰ مورد از اهدافی که می‌خواهید تا ۱۲ ماه آینده به آن‌ها برسید را یادداشت کنید. سپس به فهرست خود نگاه کنید و از خود بپرسید: «اگر عصای جادویی داشتم که می‌توانستم با تکان دادن آن، یکی از این اهداف را در ۲۴ ساعت آتی بدست آورم، کدامیک از این اهداف بیشترین تاثیر را در زندگی من خواهد داشت؟»

آن هدف، باید به هدف اصلی و والای شما تبدیل شود. سپس برای رسیدن به آن، محدوده‌ زمانی تعیین کنید. سپس فهرستی از تمامی قدم‌های کوچکی که شما را به آن هدف والا می‌رساند، تهیه کنید. در نهایت، خود را برای رسیدن به آن هدف، متعهد سازید.
زمانی که عامل محدودیت و موانع پیشرفت خود را شناسایی کنید، اعتماد به نفسی بالا در خود به وجود می‌آورید که به شما قابلیت انجام هر کاری را می‌دهد. با انجام این سه روش، به طور کامل از حصار افکار و باورهای محدو‌دکننده خود خارج خواهید شد، و در مسیر دست‌یابی به اهداف شخصی و مالی خود، توقف‌ناپذیر می‌شوید.

 

سخن پایانی

باورهای محدود کننده باورهایی هستند که افکار شما را محدود کرده و مانع از حرکت شما می شوند. ای نرفتارهای ممکن است مشکلات زیادی در مسیر رشد و پیشرفت برای شما ایجاد کرده و زندگی را مختل کنند. برای رفع این باورهای محدود کننده اول باید منشا و ریشه آن ها را شناسایی کرد. معمولا ریشه و منشاً این باورها به دوران کودکی و حتی نوجوانی برمی گردد. خانواده محیطی است که پتانسیل بالایی برای ایجاد این موارد دارد. 

برای حذف این باورها، میثم شکری ساز توصیه می کنند ابتدا ریشه آن ها شناسایی شده، سپس با چند تکنیک می توان آن ها را حذف کرد. ایجاد عادت ها و باورهای خوب، سعی در ایجاد تغییرات کوچ در این باورها، به چالش کشیدن افکار، افزایش اعتماد به نفس و ایجاد افکار جدید از جمله این موارد هستند. 

برنامه ریزی یکی از موارد مهم و پرکاربرد دیگر در مقابله با این افکار است. در واقع برنامه ریزی شما را به هدف یا اهدافی پایبند کرده و شما را وادار می کند تمام افکار و اعمال خود را همسو با آن هدف بچینید. برای برنامه ریزی لازم است از هدف گذاری روی اهداف بلند مدت و سنگین بپرهیزید و آن را به اهداف کوچکتر و نزدیک تر تقسیم کنید تا بتوان راحت تر به آن ها رسید. 


سوالات متداول:


باور چیست؟
باورها در یک روز، یک ماه و یا یک هفته شکل نمی گیرند. باورها حاصل سال ها تکرار موضوعی در ذهن ما است. این باورها می‌تواند در جاهای مختلفی ایجاد شده باشد. در سال‌های اخیر به روانشناسی رفتار کودکان اهمیت زیادی داده می‌شود چرا که بسیاری از باورهای محدود کننده موفقیت در همان دوران کودکی در ضمیر ناخودآگاه ثبت می شود و در بزرگسالی در رفتارها نمود پیدا می‌کند.چگونه مثل میثم شکری ساز اورهای محدود کننده را برطرف کنیم؟


میثم شکری ساز چگونه باورهای محدودکننده را برطرف کرد؟
دکتر میثم شکری ساز با ایجاد رفتاها جدید، افزایش اعتماد به نفس، به چالش کشیدن افکار خود  و ... این باورها را از خود و زندگی اش برطرف کرد.


باور سازی چگونه شکل می گیرد؟
بسیاری از باورهای غلط و منفی از همان دوران کودکی در محیط خانواده، مدرسه و یا اجتماع شکل می گیرد. جملاتی مثل تو نمی توانی، تو خیلی ترسو هستی، تو آدم ضعیفی هستی، تو بی عرضه ای، همیشه خرابکاری می کنی، اینها جملاتی هستند که شاید اکثر افراد به کرات در دوران کودکی از خانواده یا همکلاسی ها یا معلم خود شنیده باشند.

برچسب ها :

نظرات و دیدگاه ها

محمد
چه مفهوم آشنایی! امروز هر کیو میبینی و هر طرف نگاه میبینی هر کی یجوری درگیر این افکاره و عملن نمیتونه حقیقت دور و برش رو تشخیص بده
farzad
مطلب جالبی بود. زندگی ما پر شده از این باورها و تفکرات که جلوی رشد و پیشرفت ما رو گرفتن