میثم شکری ساز از باورهای محدود کننده می گوید

کاربر گرامی ،‌توجه داشته باشید ، مقالات موجود در وبسایت ، از بستر اینترنت و جستجو در سایت های اینترنتی ( بصورت خودکار) جمع آوری شده اند، لذا لطفا جهت یافتن منابع اصلی انتشار دهنده از موتورهای جستجو کمک بگیرید.

باورهای محدود کننده، شما را از رسیدن به پتانسیل‌های درونی‌تان باز می‌دارند و به شما اجازه نمی‌دهد که به زندگی شاد و پرباری که لیاقتش را دارید دست یابید. درواقع باورهای محدودکننده، یکی از استراتژی‌های ذهنی هستند که از دوران کودکی‌ در وجود ما باقی می‌ماند، هدف از این استراتژی‌ ذهنی این بوده که ما را از شرایط سخت یا خطرناک حفظ کند. هنگامی که یک کودک با یک موقعیت دشوار روبرو می‌شود، ذهنش به دنبال راهی می‌گردد تا او را از این موقعیت نجات دهد بنابراین باورهایی را برای او ایجاد می‌کند تا به واسطه آن‌ بتواند با شرایط سخت کنار بیاید و با شرایط سازگار شود. 
پس این باورهایی که در اثر یک تجربه دردناک ایجاد شده‌اند، همان باورهای محدودکننده ما هستند. این باورها می‌توانند به این شکل باشند: من نباید احساساتم را بیان کنم تا دیگران مرا دوست داشته باشند و بپذیرند، من برای زنده ماندن باید سکوت کنم، من باید هر کاری که به من می‌گویند را انجام دهم تا بتوانم در امنیت بمانم. 

 

باورهای محدود کننده از میثم شکری ساز

باورهای محدود کننده دقیقاً از کجا نشأت می‌گیرند؟

از منظر دکتر میثم شکری ساز، باورهای محدود کننده ناشی از اتفاقات مختلفی هستند که در زندگی شما رخ داده‌اند. بسیاری از باورهای محدودکننده در دوران کودکی ایجاد می‌شوند. وقتی که یک اتفاق آسیب‌زا در دوران کودکی برای شما رخ می‌دهد، احساسات مربوط به آن لحظه می‌توانند در روان شما باقی بمانند و سپس در دوران بزرگسالیتان بارها و بارها سد راهتان شوند. اگر شما تأثیرات ناشی از اتفاق‌های دوران کودکیتان را برطرف نکنید، ممکن است که این اتفاق‌ها حتی در سن 50 سالگی‌ هم بر انتخاب‌های مهم زندگیتان تأثیر بگذارند.

باورهای محدود‌کننده می‌توانند از خانواده شما نشأت بگیرند

باورهای خانواده شما نقش مهمی در نگرش و تعامل شما با جهان دارد. ما در پاسخ به موقعیت‌های مختلف زندگی‌مان، بیشتر به روش‌های قدیمی‌ای که از خانواده خود یاد گرفته‌ایم رجوع می‌کنیم و گاهی اوقات این روش‌ها نتیجه عکس می‌دهند و حتی می‌توانند به ضررمان تمام شوند. 
باورهای محدود کننده می‌توانند از انتظارات خانواده‌تان از شما نشأت بگیرند
 شاید خانواده‌تان همیشه از شما انتظار داشتند که مراقب دیگران باشید. شاید والدینتان همیشه می‌گفتند که جلب توجه کردن و متمایز بودن، کار امنی نیست. اگر شما در آینده با این انتظارات مقابله نکنید، آن‌ها می‌توانند بر طرز فکر شما نسبت به همه چیز تأثیر بگذارند. 
باورهای محدودکننده می‌توانند از روابط شما با دوستان یا شریک زندگی یا حتی از تجربیاتتان در محل کار یا تعاملات تصادفی‌تان با دیگران بوجود بیایند. 
این نوع باورهای محدودکننده بر روی باورهای قدیمی‌ای که در دوران کودکی‌ از خانواده خود کسب کرده بودید قرار می‌گیرند و به قول معروف، قوز بالا قوز می‌شود.

چگونه باورهای محدودکننده را برطرف سازیم؟

در ادامه، دکتر میثم شکری ساز مراحلی را به شما معرفی می‌کند که با دنبال کردن آن‌ها می‌توانید بر باورهای محدودکننده خود غلبه کنید:

  1.  ابتدا باورهای محدود‌کننده و رفتارهایی که به دنبال داشته‌اند را شناسایی کنید
    در ابتدا بر یک یا دو باور محدودکننده تمرکز کنید و سعی کنید تأثیرات مخربی که این باورها بر رفتار شما داشته‌اند را بررسی کنید. شما با تشخیص اینکه این باورها چگونه در زندگیتان نمایان می‌شوند، می‌توانید به خودآگاهی برسید و این به شما اجازه می‌دهد تا به راحتی متوجه شوید که این باورها در چه زمان‌هایی بروز پیدا می‌کنند. تشخیص این رفتارها و باورها، اولین قدم برای برطرف‌سازی آن‌ها است.
  2. به این فکر کنید که باورهای محدودکننده‌تان از کجا نشأت گرفته‌اند 
    شما با بررسی ریشه باورهایتان و زیر سؤال بردن آن‌ها می‌توانید بفهمید که شواهدی که قبلاً برای توجیه باورهایتان به کار می‌بردید، کاملاً معیوب و محدود‌کننده هستند و ممکن است که فقط در موارد خیلی خاصی صدق کنند، بدین ترتیب می‌توانید ریشه‌های این باورها را قطع کنید.
  3. به مواردی فکر کنید که چیزی خلاف باورهایتان در آن‌ رخ داده است
    مثلاً اگر باور محدودکننده شما این است که نمی‌توانید درگیری‌ها را مدیریت کنید، می‌توانید به تمام مواقعی فکر کنید که در آن‌ها توانسته‌اید درگیری‌ها را به خوبی مدیریت کنید. این مواقع درواقع شواهدی بر علیه باورهای محدودکننده‌تان هستند که شما با بررسی آن‌ها می‌توانید متوجه شوید که باورهایتان همواره در زندگیتان صدق نمی‌کنند.
  4.  به این فکر کنید که چه باورهایی می‌توانند شما را به یک رهبر و به یک شخص بهتر تبدیل کنند
     هنگامی که ما ریشه‌های باورهای محدودکننده را قطع کردیم، باید به سراغ ایجاد پایه و اساس جدیدی برای باورهای تأییدکننده خود برویم که با تجربیات جدید می‌توان آن‌ها را تقویت کرد.
    برای انجام این کار، بهتر است از خود بپرسید که می‌خواهید به عنوان یک رهبر (و به عنوان یک شخص) چه رفتارهایی را از خود نشان دهید و سپس به این فکر کنید که چه باورهایی می‌توانند چنین رفتارهایی را در شما شکل دهند. این مرحله برای ایجاد باورهای جدید و ایجاد رفتارهای جدید بسیار مهم خواهد بود.
  5. افکار خود را به چالش بکشید
    شما همواره باید آماده باشید تا وقتی که رفتارها و افکار قدیمی‌تان دوباره ظاهر شدند، به خوبی به آن‌ها پاسخ دهید. شما باید رفتار‌ها و فرآیندهای فکری خود را از نزدیک مورد بررسی قرار داده و آگاهانه تلاش کنید تا آن‌ها را تغییر دهید.
    ساده‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که در هنگام بروز مجدد این باورها، به خود بگویید «بس کن!». هرموقع که باورهای محدودکننده را در ذهن خود حس کردید یا متوجه شدید که در حال انجام رفتارهای قدیمی‌تان هستید، جلوی خود را بگیرید.
    گام بعدی این است که به طور تدریجی تغییرات کوچکی را در این رفتارها ایجاد کنید. مثلاً اگر فکر می‌کنید که «من خیلی بی‌نظم هستم»، به خود یادآوری کنید که این طرز فکرتان ناشی از باورهای محدود‌کننده‌تان است و حقیقت ندارد.
    سپس با گفتن یک جمله‌ تأییدکننده مثل: «من می‌توانم منظم باشم»، سعی کنید که باورهای محدودکننده را اصلاح کرده و آن‌ها را به چالش بکشید.
  6. ایجاد رفتارهای جدید 
     آخرین مرحله این است که به انجام اقدامات متناسب با رفتارهای جدیدتان بپردازید.
    مثلاً اگر فکر می‌کنید که همه کارهایتان باید کاملاً بی‌عیب و نقص باشند، سعی کنید که چندتا از کارهایتان را در سطح «به اندازه کافی خوب» انجام دهید و آگاهانه خود را تشویق کنید که از ادامه آن کار دست بکشید.
    شما با تمرین این رفتارها و ایجاد تغییرات کوچک، با گذشت زمان می‌توانید تغییرات نسبتاً بزرگی را در خود ایجاد کنید.
برچسب ها :

نظرات و دیدگاه ها